|
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ دل نوشته های یک مـــن Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
بعضی حرف ها و خاطره ها رو دل آدم سنگینی می کنن . برای سبک شدن گاهی باید به قلم و نوشتن پناه برد .
|
سلاااااااااام . بالاخره امتحانای مام تموم شد !!! یعنیا انقدر که این سه هفته به من فشار اومد پارسال که روزی 10 . 12 ساعت کم کم درس می خونم آخریاش !!! انقدر به من فشار نیومد با هر بدبختی بود بالاخره امتحانارو به سرانجام رسوندیم بعضی هام با لطف استادان گراااام !!! البته بماند که استاد عزیز فقط به دخترا 20 می ده و یه نموره دم پیری یاد ..... افتاده ! ولی خوب بعضی از امتحانا رو واقعا" گند زدم !!!!! فقط تنها شانسی که اوردیییییییییییم این بود که دانشگاه تهران دانشجویان ترم اولشو نمیندازه !! 5شنبه انتخاب واحدمون بود و ما برای اولین بار طعم مزخرف انتخاب واحد با سیستم گلستان رو چشیدیم و بماند که چقدر حرص خوردیم و تنها توانستیم 14 واحد و به اندازه یک دانشجوی مشروط واحد برداریم!!!! و از اونجایی که انتخاب واحد دوستان ترم بالایی زودتر از ماست دروس عمومی هییییییییییییچی به ما نرسید !!!!!! سوال آزاردهنده ای که ذهن منو مشغول کرده این بوده که این دوستان ترم بالایی تا حالا چه گلی بر سر مبارک زدند که هووووووووووووووچی عمومی ورنداشتن و الان یادشون افتاده ! الان تازه از خواب بیدار شدم و ذهنم بیشتر از این یاری همکاری نمی ده
قول می دم دیگه انقدر وسطش فاصله نیافته .
فعلنـــــــــــات [ ۱۳٩٠/۱۱/۱٥ ] [ ٥:٥۱ ب.ظ ] [ من ]
[ نظرات () ]
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
قرار بود بعد امتحان روانشناسی آپ کنم ولی دلم نیومد باید خوشحالیمو یه جوری تخلیه می کردم البته بماند که کلی جیغ زدم ولی خوب یه خورده تهش مونده بود بالاخره اصغر فرهادی گلدن گلوب رو بــــــــــــــــــــــــــــرد واقعا" که جای افتخاره برای همه ی ایرانیا ما خیلی خیلی مشعوفیم . یعنیا از اون وقتی که جایزه رو برد تا الان 100 بـــــــــــــار اون تیکشو دیدم خیلی قشنگ بود
و جمله آخر اصغر فرهادی : “I prefer to say something about my people. They are a truly peace-loving people.” Asghar Farhadi وقتی داشتم روی صحنه میآمدم فکر میکردم چه باید بگویم؟ از چه کسی تشکر کنم؟ از مادر وپدرم؟ از همسر مهربان و دخترانم؟ از دوستان و همکاران دوستداشتنیام در فیلم؟ اما فقط میخواهم از مردم سرزمینم حرف بزنم که فکر میکنم مردمی بسیار دوستداشتنی هستند.
خیلی دوست داریییییییییییییییم اصغر فرهادی ! ادامه مطلب [ ۱۳٩٠/۱٠/٢٦ ] [ ۱٠:۱٥ ق.ظ ] [ من ]
[ نظرات () ]
سلام دوستام بالاخره اولین امتحون دانشگاهیمو دادم کل هفته رو که داشتم جامعه شناسی می خوندم از بس زیاد و سخت بود ساعت 4 بلند شدم نشستم به زبان خوندن ساعت 8 امتحان داشتم گفتم یه خورده زود راه بیافتم که دیر نشه یه وقت رام ندن سر جلسه طی این 3 ماه این همه آدم با هم تو دانشگاه ندیده بودم 4 و 5 تا آدم بیشتر تو دانشکده ما نمی بینید !!! دانشکده که نیست !!! خانه سالمندانه !البته دور از جون ماها خلاصه سر ساعت 8 با کلی هول و ولا رفتم سر جلسه ! استرس داشتم ! سر کنکورم انقدر استرس نداشتم!!! خلاصه استاد هیولا جان تشیف آوردن و برگه ها رو پخش کردن !!! یعنی خدا نصیب گرگ بیابون نکنه همچین استادی رو !!!! همچین زهرشو بدجور بهمون ریخت !!!!! خلاصه که اولین امتحان دانشگاهیمان را به وضوح گند زدیم ولی عوضش جامعه شناسیمو خوب دادم خوب و با پدر مادریه . خدا یک در دنیا و ده تا در آخرت بهش بده !! البتهههههه بماند که 218 صفحه درس خوندیم و 4 تا سوال بهمون داد !!! بود و خیلی خوب دادم هستند البته قبلا بهم ثابت شده بودااااااااااا
اینم دوتا کتابایی که امروز داشتم ! شادم دیگه چه می شه کرد
پ . ن : پس فردا امتحان ریاضی و روانشناسی دارم ! هوشیم تا الان نخوندم !!! نمی دونم چه جوری می خوام بخونم !!!
پ . ن : فردا گلدن گلابههههههههههه !!!! ساعت 4.30 قرار زنده نشونش بده می خوام برم زود بخوابم که بتونم صبح پاشم !!! می خوام بشینم اینو ببینم !!!! یه لحظه شدیدا" تحت تاثیر تعهد خودم به درس قرار گرفتم !!! ایشالا فردام اصغر فرهادی جایزه رو می گیرههههه من با انرژی مضاعف می شینم روان می خونم
این عکسرو تو ف . ب دیدم خودم یه ساعت داشتم تلاش می کردم بفهمه کی کیو بغل کرده !!! جالبه
پست بعد ، بعد از امتحان روانشناسی فعلنــــــــــــــات ادامه مطلب [ ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ ] [ ٩:۳٤ ب.ظ ] [ من ]
[ نظرات () ]
سلام این دفعه به همه ی دوستای گلی که میان به وبلاگم سر می زنن ! طی چند دقیقه عصبانیتم فروکش کرد !! البته هنوز تهش مونده دوباره می نویسییییییییییییییم : پنجشنبه تصمیم گرفتیم مثل اکثر پنجشنبه شبا با خانواده جانمان بریم بیرون . قرار بود داداش جان به مناسبتی بهمون شیرنی بده . دیگه اونم سنگ تموم گذاشت خداییش . بعد از شام از اونجایی که خیلی نوش جان کرده بودیم ! تصمیم گرفتیم بریمو کمی پیاده روی کنیم ولی از اونجایی که خیلی سرد بود و پارک ملت پنجشنبه شبا افتضاحه !! راهمون رو به سمت پردیس سینمایی ملت کج کردیم !!! خیلی وقت بود که نرفته بودیم سینما ! ولی ماشالا همه فیلما از دم چرت !!!! ما به پیشنهاد دوستمان گفتیم بریم و " اسب حیوان نجیبی است " رو ببینیم !!! خلاصه از من اصراااااااار از برادر جان انکار که فیلم طنز ایرانی ارزش دیدن نداره !! درآخر بنده پیروز شدم و به تماشای فیلم پر ستاره ی اسب حیوان نجیبی است نشستیم !!!!! وااااااااااای چشمتون روز بد نبینه !!! خدا واسه هیچ کس نیاره !!! فیلمایی بود که در طور عمر 19 سالم دیده بودم !!! من بودم کارگردانش به چه امید و انگیزه ای این فیلمو ساخته ؟!!!! اون همه بازیگره خوب واسه چی بازی کرده بودن توش ؟؟؟؟؟؟؟؟ خلاصه که خیلی خیلی افتضاح بود و ما جلوی خانواده بسی ضایع شدیم ! یکی فیلم می سازه می شه نامزد دریافت گلدن گلاب و اسکار !!!!! که هرچی ببینی از دیدنش سیر نمی شی به خاطر خالی نبودن عریضه !! یعنی واقعا" حیف وقت که آدم بزاره واسه اینجور فیلما !! حداقل اگه خونه بودم شاید یه کلمه درس خونده بودم !!! امروزم هوووووووووووووووووشی از صبح تاحالا درس نخوندم !!! وقتی درس دارمو نمی خونم دچار عذاب وجدان می شم خانواده ی گرام فضای خونه رو مناسب کردن بنده بشینم درس بخونم اومدم دارم خاطره می نویسم !!! واقعا" دست گلم درد نکنه !!!
پ . ن : الان که دارم این پستو میزارم کل زبانمو خوندممممممممممممم و با وجدانی آرام اومدم پستمو شوت کنم رو وبلاگ جان
یه متن قشنگ بود خوشم اومد گفتم اینجام بزارم
قسم به اون پسری که عشقش جلوی چشمش اُتو خورد و رفت خونه با صدایی خواب آلود زنگ زد گفت ببخشید عشقم خواب بودم گوشی رو سایلنت بود... فعلنــــــــــــات
ادامه مطلب [ ۱۳٩٠/۱٠/٢۳ ] [ ٥:٥٥ ب.ظ ] [ من ]
[ نظرات () ]
کلی تایپ کردم همش پریییییییییییییییید الان افتضااااااااااااح عصبانیم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حالم جا اومد دوباره میام می تایپم !! ادامه مطلب [ ۱۳٩٠/۱٠/٢۳ ] [ ٤:۳٥ ب.ظ ] [ من ]
[ نظرات () ]
سلام . آخه سلام به کی ؟!! به در و دیوار قرمز متمایل به صورتی وبلاگ جانمان ؟؟!!! فک کنم یه 2 . 3 ماهی طول بکشه تا کسی بیاد اینجا ! من یه عادتی دارم وقتی که وارد خونه می شم حتی اگه کسیم نباشه سلام می کنم . این سلامم جنسش از همون نوعه ! باشد که این من کده ی ما از این سوت و کوری درآید ! یک شنبه اولین امتحانمه . اولیـــــــــــــــــــن امتحان دانشگاهی ! تو روز اولم نامردا 2 تا امتحان گذاشتن !! اخه یکی نیست بگه بابات خوب . مامانت خوب ! این ترمکا گناه دارن !!!!حداقل اولش یه کم باهاشون راه بیاین !!! ولی خوب مثکه تو نظام دانشگاهی تنها چیزی که مهم نیست دانشجو و نظرش !!!! فک کنم خیییییییییلی زود به این نتیجه رسیدم!!! خلاصه که هنوز امتحانا شروع نشده حسابی چلونده شدیم!!! ماشالا یکیم از اون یکی سختر!!! شنیده بودیم درسای عمومی همیشه نمره بیارن والا من که به نتیجه عکس رسیدم دقیـــــــــــــــــقا" !!! اولین امتحانمونم جامعه شناسیه !!!!
ساعت 12.37 دقیقه نیمه شب است . خانه در سکوت فرو رفته است ! شب خوش
ادامه مطلب [ ۱۳٩٠/۱٠/٢۱ ] [ ۱٢:٢٦ ق.ظ ] [ من ]
[ نظرات () ]
سلام اولین پست وبلاگای زیادی داشتم تاحالا البته نه با این موضوع خیلی وقت که دلم می خواد یه وبلاگ این مدلی درست کنم ولی خوب هیچ وقت حسش نبوده ! الان ! دقیقا" وقتی که باید بشینم پای کتاب و درس خوندن واسه امتحانا حس وبلاگ درست کردنم اومده !!! به قول دوستان گفتنی : تو زمان امتحانا حوصله هر کاری رو داری الا درس خوندن!!!!!کارایی که شاید تو بی کاری هیچ وقت حوصله انجام دادنش رو نداشته باشی گفتم استارتشو بزنم بقیش بمونه واسه بعد !
فعلنات [ ۱۳٩٠/۱٠/۱٦ ] [ ۱۱:٥٦ ب.ظ ] [ پرشین بلاگ ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |