شارژ ایرانسل

فال حافظ

بعضی حرف ها و خاطره ها رو دل آدم سنگینی می کنن . برای سبک شدن گاهی باید به قلم و نوشتن پناه برد .

بعد از مدت ها

کلمات کلیدی :

سلام بامن حرف نزن

خیلی وقت بود اینجا نیومده بودملبخند

یعنی یه زمانی حسش اومد وبلاگ بزنم بعد حسش از بین رفت

ولی الان ییهو دلم خواست بیام اینجا

بعد از گذشت یه ترم

داشتم پست قبلی رو میخوندم

چقدر زود گذشت ....

چقدر متفاوت گذشت ...

ترم اول وقتی که رفتم دانشگاه فهمیدم اصلا" شبیه اونچیزی که فکر میکردم نیست

فهمیدم باید تمام ذهنیت قبلی از دانشگاه رو بریزم دور و با واقعیت دانشگاه روبه رو شم

نه اونچیزی که تو فکر بچه های پشت کنکوره !

یه عالمه تصورات قشنگ و عالی از یه محیط به اسم دانشگاه

امسال برای من خیلی متفاوت گذشت

و ترم دو متفاوت تر از ترم یک

متفاوت تر از تمام ذهنیات ذهنم

ترم دوم رو زمانی شروع کردیم که امید داشتیم از ترم یک خیلی بهتر باشه

دیگه با همم آشنا شده بودیم بیرون رفته بودیم یه کوچولو بزرگتر شده بودیم

از حق نگذریم رابطمون خیلی بهتر شد یعنی داشتیم تازه میشدیم مثل همکلاسیای معقول

درسا تخصصی شدن

دیگه هرکودوم از واحدا یه اسم روانشناسی رو دنبال خودشون یدک میکشیدنو این برای من که عاشق روانشناسی بودم واقعا" شیرین بود

روانشناسی رشد . روانشناسی شخصیت . روانشناسی تربیت . روانشناسی اجتماعی و...

ولی خوب از اونجایی که همیشه هیچ چیز اونجور که آدم دوست داره نیست . درسایی هم که من فکر میکردم خیلی شیرنن اصلا""" شیرین نبودن !

کلیییییییییییی نظریه از فروید و پیازه و اسکینر و بندورا و غیره که نظریه هرکودومشونو تو همه ی کتابا باید میخوندیم !

البته بعضی جاهاشم شیرین بود ولی خوب بیشتر خسته کننده شده بود !

و بدتر از همه امتحاناش بود که رسما" پدر صاحابمون درومد !!!چشم

ترم دوم هم تموم شد . با همه ی اتفاقات خوب و بدش . با همه ی خاطرات تلخ و شیرینی که توش بود . با تمام خاطراتی که با یادوری بعضیاش خنده رو لبم میشینه و با یاداوری بعضیاش هنوز که هنوزه  تنم میلرزه .از بعضیا خوشم اومد . از بعضیام مثه ... نفرت پیدا کردم !!!

ترم دوم تموم شد

3 ماه استراحت . 3 ماه دوری از فضای پرتنش دانشگاه . میخواستیم 3 ماه از هم دورباشیم تا بلکه دوری دوستی بیاره . بلکه بعضی از کینه ها رو از بین ببره . 3 ماه از فکر و خیال الکی و حرص خوردن بیهوده راحت باشیم اما...

اما نشد  ...

23 نفر بودیم . الان شدیم 22 تا

یه نفرمون دیگه نیست . رفت . برای همیشه رفت ...

هنوز تو بهتیم . هنوزم باورش برامون سخته. هنوز خدابیامورز گفتن تو دهنمون نمی چرخه

نوید خیلی خوب بود . خیلی پاک بود . نباید میرفت

راسته که میگن خوبا زودتر میرن . اونم خوب بود زود رفت ...

خلاصه که سال اول دانشگاه بدتموم شد . پایان تلخی داشت

امیدوارم سالای بد اینجوری نباشه

هرچند خاطرش همیشه میمونه . مگه میشه کسیو که آدم هرروز میبینه رو فراموش کنه ؟

تو قلبمون بود تو قلبمونم باقی میمونه .

روحش شاد ...