شارژ ایرانسل

فال حافظ

بعضی حرف ها و خاطره ها رو دل آدم سنگینی می کنن . برای سبک شدن گاهی باید به قلم و نوشتن پناه برد .

هی ... من ... با توام . به خودت بیا خواهشا"

کلمات کلیدی :

هی ...

من ...

با توام ...

هرچقدرم که خودتو به خریت بزنی ...

هرچقدرم که جلوی اینو اون تظاهر کنی که برات مهم نیست ...

دیگه با خودت که رودروایسی نداری !

تو تکلیفت با دلت مشخص نیست من عزیز من !

ظاهرت بی تفاوته ولی درونت ...

میدونم

میدونم و میدونی همش احمقانست ! بچه گانست

پس چرا در این یه زمینه  بزرگ نمیشی ؟؟؟!!!

چرا بعد از دیدن این همه دو به هم زنی

این همه بی محلی و بی معرفتی و بی تفاوتی و کلی بیه دیگه

نه از مجازیش خیری دیدی نه از واقعیش

پس چرا بازم دلت از بعضی چیزا میگیره ؟!

بگم ؟

آبروتو ببرم ؟

دفعه چندمه که باز داری اعتماد میکنی و میخوره تو پرت ؟!

دفعه چندمه که باز قول میدی و باز زیر قولت میزنی ؟!

قرارمون این نبود مگه نه ؟

بازم قول بدیم به هم ؟

مردونه ؟

بی معنیه ! وقتی همش نامردیه !

دیدی بازم آن شد !

دیدی بازم اینویز شد

تو رو خدا بیا تمومش کنیم

به خدا خسته شدم

از این بازی مزخرف بی سر و ته خسته شدم

از این خواستن و نخواستن خسته شدم

میدونی ته دلم باز چی میخواد ؟

یه دسته ورق

یه فال

به تعداد حروف اسمش

بچینی رو همدیگه و منتظره هم شکلاش باشی و جوابش ...

بی خیال ...

گوگوش

چرا انقدر خوب می خونی ؟

چرا آهنگات ادمو زیر و رو میکنه ؟!

ساعت 1 نصفه شب

یه هنسفیری تو گوشت

صدای گوگوش

تو به این معصومی تشنه لب آرومی
غرقه عطر گلبرگ تو چقد خانومی
کودکانه غمگین، بی بهانه شادی
از سکوتت پیداست که پر از فریادی
همه هر روز اینجا از گلات رد میشن
آدمایه خوبم این روزا بد میشن
تویه این دنیایی که برات زندونه
جایه تو اینجا نیست جات تویه گلدونه
غرورمو ببخش حضورمو ببخش
منم یه عابرم عبورمو ببخش
تویی که اشکه تو شبیهه شبنمه
همیشه تو نگات یه حسه مبهمه
همین لحظه همین ساعت همین امشب
که تاریکی همه شهرو به خواب برده
یه سایه رو تنه دیواره این کوچه س
تویی و یک سبد گلهایه پژمرده
همه دنیا به چشمه تو همین کوچه س
هوایه هر شبت یلدایی و سرده
کجاست اون ناجیه افسانه ی دیروز
جوونمرده محل ما چه نامرده
چه نامرده
غرورمو ببخش حضورمو ببخش
منم یه عابرم عبورمو ببخش
تویی که اشکه تو شبیهه شبنمه
همیشه تو نگات یه حسه مبهمه
چه صبورانه تحمل میکنی
غفلت بی رحمه مارو دخترک
ما داریم گلاتو آتیش می زنیم
تو داری با التماس میگی کمک
کمک
غرورمو ببخش حضورمو ببخش
منم یه عابرم عبورمو ببخش
تویی که اشکه تو شبیهه شبنمه
همیشه تو نگات یه حسه مبهمه